محمود بن محمد بن الحسين الأصفهاني

11

دستور الوزاره ( فارسى )

را بر خاك مىافكنده و يك « چون ؟ » خاندانى را تباه مىساخته ، حال آن‌كه « چون و چرا گفتن و بحث و انتقاد و استدلال ، خود راهى را در تعقّل سياسى و كردار اجتماعى مىگشايد و قواعدى را در تنظيم روابط مدنى مىنهد كه به اندرزگويى نيازى نباشد » « 14 » . از اين ويژگيهاى سودمند در جهت محتواى اندرزنامه‌ها كه بگذريم ، مىرسيم به شكل و بيان ، كه داراى ويژگيهايى درخور مطالعه است ، بدين معنى كه : 1 - زبان اين‌گونه آثار ، بسيار دلكش و دلنشين است . و اين بدان جهت است كه اندرز ، بيانى نرم مىطلبد . 2 - از آنجايى كه انتقادهاى مستقيم ، مايهء خشم اميران ، و تزكيه‌هاى صريح سبب دل‌آزردگى اميرزادگان نازكدل مىگشت ، نصيحت‌گران ناگزير امر و نهىها را غير مستقيم ، و همواره يا در چارچوب وقايع و شواهد تاريخى و قصص و امثال بيان مىكردند - كه در اين صورت ، كتاب ارزش تاريخى نيز پيدا مىكرد - و يا به شتر و فيل و بط و باخه تمثّل مىجستند - كه در اين حال اثر ، ارزش طنزى و رنگ فولكلورى نيز مىيافت . اينك ما با اين نيّت كه از روزنهء ادبيّات كهن فارسى ، هرچه هست از غثّ و سمين ، و بىارج و ارجمند ، نورى به تاريكخانهء قرون مىتابد ، انبوهى از آثار را پيش روى خود داريم . به نظر من ، حتى از سفارشىترين اين‌گونه آثار - كه پردازندهء آن ، درست به عنوان كالايى فروشى ، اثر خود را در جهت خوش‌آيند ممدوح و خريدار ساخته و حتى بزك كرده - مىتوان در شناخت زمين و زمان بهره جست . آيا عمق خودكامگى ، از اين مصراع : « هر عيب كه سلطان بپسندد هنر است » سرريز نيست ؟ و كيست كه خشم بىمنطق سلطان را در مقابل كمترين مخالفت ، در اين بيت سعدى نخواند ؟ اگر خود « روز » را گويد « شب » است اين * ببايد گفتن آنك « ماه و پروين » روشن است كه گماشتگان و سرهنگان چنان اميرانى هم ، بدون كمترين تعمّق و تحقيقى در بزهكارى و بىگناهى مردم ، فرمان بگيروببند صادر مىكرده‌اند ؛ اين هم شاهدش باز از گلستان با تمثيل روباه كه : « ديدندش گريزان و بىخويشتن ، افتان و خيزان ، كسى گفتش چه آفت است كه موجب چندين مخالفت است ؟ گفتا شنيده‌ام كه شتر را به سخره مىگيرند . گفت اى سفيه شتر را با تو چه مناسبت است و ترا به دو چه مشابهت ؟ گفت خاموش ! كه گر حسودان به غرض گويند شتر است و گرفتار آيم كه را غم تخليص من دارد ؟ » « 15 » اگر سعدى چنين بندبازانه و با اين شيوهء بيان ، « شمايى » از اوضاع قرن هفتم را تصوير

--> ( 14 ) . آدميت ، فريدون ، و هما ناطق ، افكار اجتماعى و سياسى ، اقتصادى در آثار منتشر نشدهء دوران قاجار ، ص 11 . ( 15 ) . سعدى ، گلستان . باب اول .